خرید بک لینک
بخوان، ای پرنده تنهاحتی اگر باد بال‌های تو را ربوده باشد.در تو آهنگی بیدار است آهنگی که از تاریکی راه به روشنایی می‌یابد.پشت دیوارها دختری نشسته استبا کتابی بسته در آغوششو آسمانی در چشم‌هایش.گفته بود:«من هم کتاب می‌خواهم.»فقط می‌خواست کلاس هفتم را هم ببیند.پنجره‌ها را بستندراه را بستندمدرسه را از قدم‌هایت خالی کردنداما مگر رویا در را می‌شناسد؟از شکاف دیوارها راهی به آسمان پیدا می‌کند.تو هنوز در کوچه‌های خاموش آواز می‌خوانی.بخوان، ای پرنده تنهاهر چند دستانت تهی باشند.بگذار صدایت از دیوارها بگذردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 0:44

درسکوت تنهایی‌ام نوشته ها گاهی نبودنِ یک نفر، صدایی دارد... نه از جنس فریاد، بلکه از جنس نفس‌هایی که بی‌او سنگین می‌شوند. من هنوز همانم... با نفس‌هایی که بی‌تو سنگین شده‌اند با خاطره‌هایی که بی‌اجازه می‌آیند با دلی که هنوز تو را نفس می‌کشد نه برای بازگشت نه برای امید فقط چون نمی‌توانم دوست نداشته باشمو اگر روزی، بی‌صدا، از دور برگشتی بدان که هنوز در دلِ من جایی برای شنیدن صدای تو خالی مانده است#B [ چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 20:31 ] [ Briska ] [ ] .:Weblog Themes Bادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 0:44

برف آرام روی خیابان‌های هامبورگ می‌نشست و چراغ‌های زرد، دانه‌های برف را مثل ستاره‌های کوچک روشن می‌کردند. از پنجره‌ی آپارتمان کوچکم به این سفیدیِ بی‌خاتمه نگاه می‌کردم و حس می‌کردم این شهر، با تمام زیبایی‌اش، هنوز خانه‌ی من نشده. سه سال مهاجرت، سه سال سکوت؛ سکوتی که گاهی از سرمای بیرون هم تیزتر بود. نه تلفنی زنگ خورد، نه پیامی آمد، نه حتی کسی یادش بود بپرسد:- حالت چطوره؟برای فرار از این خلأ، لپ‌تاپم را باز کردم و وارد یک چت‌روم ساده شدم. میان اسم‌های ناشناس، یک «سلام» کوتاه ظاهر شد؛ سلامی معمولیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 0:44

بالهایم را بریدند و دیگر باکم نیست.

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 16:58

ای که در کوچه معشوقه ما میگذری بر حذر باش که سر میشکند دیوارش

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: چهارشنبه 11 خرداد 1401 ساعت: 15:55

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران می رسد با مـن خزانی می کندسال ها شد رفتــــه دمسازم ز دست اما هنـوزدر درونم زندهست و زندگانی میکندطفل بــــودم دزدکی پیــــر و علیلــــــم ساختندهر چه گردون می کنـــد با ما نـهانی می کنـدمی رسد قرنی بـــه پایان و سپــهر بایـــــگاندفتــــر دوران مـا هـــادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:24

برگرفته از وبلاگ سرمای شدید وکولاک برف مرا سخت به ستوه آورد دندانهایم اتوماتیک وار به هم میخوردندستانم از شدت سرما بی حس شده بود بریسکا لبانش ترک خورده بود و خون می آمد دستمالی یخ زده در جیبم را بیرونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

این خاطره برمیگرده به شش سال پیش وقتی ثناء دوساله بودثناء دخترم مثل ماه البته همه بچه ها برای والدینشون ماهن آنزمان پدرش محصل ( دانشچو ) بود و قرار بود آنروز بره پوهنتون (دانشگاه) وقتی موترشو ( ماشینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

بازم گذشتیکسال دیگرو چه تنهایمبدون توببین حتیباورهایمبدون پشتوانه انو چه ناباورانهاین زندگی میگذردبدون توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

برگرفته از وبلاگ شب های سکوت ::: من به زن وجودم افتخار میکنم دلمممم میخواهد زن باشم یک زن آزاد.......یک زن آزادهمن متولد میشومرشد میکنم تصمیم میگیرم وبالا میروممن گیاه و حیوان نیستممن یک روح مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 6:58

https://www.google.com/imgres?imgurl=https%3A%2F%2Fimg.playbuzz.com%2Fimage%2Fupload%2Fq_auto%3Agood%2Cf_auto%2Cfl_lossy%2Cw_640%2Cc_limit%2Fv1552471955%2Fwoaslrrm5tlxkkxifusx.jpg&imgrefurl=https%3A%2ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:18

....برمیگردم....به گذشته.... با همان....حس مظلومیت.... و همان....تک آغوش....تنهایی.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 16:28

Image result for تصویر دختر دلشکسته

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 16:28

یک خواهش

افتاب فردا

را نمیخام

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 16:28

بار الهی!

در پناه خود

داشته باشش❤

برچسب: نویسنده: طاها رجبی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 16:28

صفحه بندی