ای ستاره تابناک
ای دستان پاک
بگذار بر روی مزارت
شمعی روشن کنم
بگذار تا باران اشکهایم
گذشت زمان را شستشو دهند
بگذار تا دردی که در سینه دارم
دردی که تو با آن آمیختی
برایت امشب قصه کنم
ناهید...!
ای مظهر پاکیها
ای تمام خوبیها
دستانت را...دستانی که من
آنرا ستوده ام
با دردش گریسته ام
همتشان را پرستیده ام
برروی من بگشای
باران اشکهایم را بنگر
تا بی پرده با تو سخن گویم
سالگرد شهادتت
ای هدیه آسمانی
مبارکباد
برچسب:
نویسنده: طاها رجبی